کانال تلگرام هاشم عباسی

نحوه مطالعه عربی 3 دروس 5 تا 7

نحوه  مطالعه عربی 3 دروس 5 تا 7

تمییز همواره اسمی است جامد نکره منصوب که از کلمه‌ی ماقبل خود یا از جمله‌ی ماقبل خود رفع ابهام می‌کند که به همین علت به آن زائل یا یُزیل‌الابهام گویند. این‌گونه اسم‌ها در اصل مبتدا یا فاعل یا مفعول بوده‌اند مثل‌«حَسُنَ هذا التلمیذُ خُلقاً». این دانش‌آموز از نظر اخلاق نیکو شد. در جمله‌ی فوق کلمه‌ی خُلقاً تمییز یا روشنگر جمله نام دارد که رفع ابهام نموده است و غالباً معنای (ازنظر، ازجنبه‌ی، ازلحاظ) می‌دهد. دام‌های آموزشی این درس 1) تمییز شبیه مفعول مطلق نیابی و یا سایر منصوبات است , در این حالت چه‌گونه آن را شناسایی کنیم؟ پاسخ: علاوه بر منصوب و جامد و نکره بودن خود تمییز باید بدانیم که این کلمات از جنس فعل جمله نمی‌آیند و همواره قبل از خودشان اسم تفضیل یا فعل تمییز طلب یا واحد‌های وزن... دارند. مثل: تَقَدَمَ (فعل) هذا التلمیذ تَقَدُماً (مفعول مطلق) تَقَدَمَ (فعل) هذا التلمیذ درساً (تمییز) 2) فعل‌های تمییز‌طلب با فعل‌های دو مفعوله اشتباه نمی‌شوند؟ پاسخ: با تکرار و تمرین و جداسازی این دو دسته قادر به تشخیص خواهید بود. فعل‌های دو مفعوله: اَعطی، آتی، حَسِبَ، جَعَل، رَزَقَ ... فعل‌های تمییز‌ طلب: ازداد، امتلأ، کفَیَ، تَقَدم، حَسُنَ، طابَ ... 3) چگونه تمییز را با یک نگاه تشخیص دهیم؟ پاسخ: با تسلط بر نشانه‌های آن که قبل از آن با ‌فاصله یا بی‌فاصله می‌آید مثل: الف) اسم تفضیل بر وزن اَفعَل، اَفَل، اَفعَی+ تمییز منصوب هُوَ أَحسَنُ مِنی إحساساً هُوَ أشَد مِنی خُلقاً هُوَ اَلأعلی قولاً ب) دو کلمه‌ی خیر- شر+ تمییز منصوب الصالحات خیرٌ عند ربک ثواباً ج) فعل‌های تمییز‌طلب لازم یا متعدی+ تمییز لازم: حَسُنَ، طابُ، خاضَ، کَفَی، تَقَدَمَ، امتلأ، ازداد، ارتفَعَ، إشتَهَرَ متعدی: فَجَرَ، ملأَ، زِد مثال: یَمتَلِئُ قلبی نوراً فَجَرنا الارضَ عیوناً د) واحدهای وزن، پیمانه و مقدار، مساحت، عدد 3 به بعد واحد وزن مثل: کیلو، مثقال، ذره، غرماً واحد پیمانه مثل: کوب، کأس، قدح واحد مساحت مثل: هکتار، متر عدد 3 به بعد مثل: ثلاث، اَربعَ، خمس، ست... * عدد‌های 1و2 (واحد- اثنان) و عدد‌های ترتیبی (اول، ثانی، ثالث، رابع، خامس…) نمی‌توانند پس از خود تمییز بگیرند زیرا این اعداد خود صفت‌اند مثل: رایتُ رجلینِ اثنینِ 3 نکته‌ی مهم: اگر تمییز پس از اسم تفضیل بیاید در اصل مبتدا بوده است انتَ اَصدَقُ الناس قولاً (تمییز) در اصل قولُک (مبتدا) أصدقُ … اگر تمییز پس از فعل لازم بیاید در اصل فاعل بوده مثل: خاض ذلک النهر ماءً (تمییز) در اصل خاضَ ماءُ (فاعل) ذلک النهر اگر تمییز پس از فعل متعدی بیاید در اصل مفعول‌به بوده مثل: فَجَرنا الارضَ عیوناً (تمییز) در اصل فَجَرنا عیونَ الارضِ درس6: اسلوب استثناء برای جداسازی کسی یا چیزی از یک گروه یا اشیاء یا … به کار می‌رود و 3 رکن دارد : مستثنی‌منه: همان قاعده‌ی کلی است که جداسازی از او صورت می‌گیرد. مستثنی: همان جزء جداشده از کل است. حرف استثناء: إلا می‌باشد که عمل جداسازی را انجام می‌دهد. فاز الطلاب (مستثنی منه) فی الامتحان اِلا( حرف استثناء) المتکاسلیَنِ (مستثنی منصوب) انواع استثناء 1) استثنای تام یا کامل: هرگاه مستثنی‌منه که یک اسم جمع یا ضمیر جمع است درون جمله بیاید, جمله‌ی قبل از اِلا کامل خواهد بود که در این حالت تام نام دارد. تام فعلیه: فعل مثبت یا منفی+ اسم جمع+ اِلا+ مستثنی 100% منصوب یفوز الناس فی‌الحیاه اِلا الکافرین لا تعبدوا احداً اِلا الله تام اسمیه: مبتدای جمع+ خبر مفرد یا شبه جمله+ اِلا+ مستثنی 100% منصوب التلامیذ ناجحون اِلا واحداً منهم کل الانسان هادمون اِلا الله * با اندکی دقت متوجه می‌شویم که در تام‌ها مستثنی‌منه وجود دارد و مستثنی‌منه نیز همواره یک اسم جمع می‌باشد مثل: ( طلاب، تلامیذ، اصدقاء، الناس، احد، شئ، انسان، جمیع، کل، عمل، قَول، کلام،... ) و مستثنی همواره منصوب است. لا تَقُل شیئاً اِلا الحقَ/ رایتُ جمیع اصدقائی اِلا واحداً حال اگر مستثنی‌منه ( اسم جمع قبل از اِلا) را حذف کنیم استثناء مفرَغ یا تهی و ناقص می‌شود. در این حالت مستثنی یا کلمه‌ی پس از إلا برای رفع نقص در جمله نقش گرفته و منصوب یا مرفوع می‌شود. 2) استثنای مفرغ فرمول مفرغ اسمیه= هل، ما، لا+ اسم+ اِلا+ مستثنی مرفوع در نقش خبر مثال: هل جزاءُکَ اِلا الاحسانُ ما المالُ و النبرنَ اِلا ودائعُ لا اله اِلا اللهُ فرمول مفرغ فعلیه= ...... فعل منفی ماضی یا مضارع (نزدیک‌ترین فعل به اِلا)+ اِلا+ مستثنی مرفوع ( فاعل نایب اسم ناقصه) یا منصوب ( مفعول خبر ناقصه) ما جاء اِلا تلمیذٌ (فاعل) لاینجَحُ اِلا طالبٌ (فاعل) مارایتُ اِلا تلمیذاً (مفعول) لم یکن فی‌الصف اِلا تلمیذٌ (اسم مؤخر کان) ما کان الهدفُ اِلا تعلیمَ الناس (خبر کان) ما قُتِلَ فی‌الحرب اِلا مقاتلٌ (نایب فاعل) لا یُسمَعُ اِلا اصواتُ العصافیرِ (نایب) * جمله‌های تام به شکل (به‌جز- مگر) و جمله‌های مفرغ با فقط در ابتدا و مثبت بودن فعل ترجمه می‌ شوند مثل: تام= لاتعبدوا اَحَداً اِلا الله= کسی را نپرستید به‌جز خدا مفرغ= لا تعبدوا اِلا الله= فقط خدا را بپرستید درس 7: منادا (یا+ منادای منصوب) ابتدا منادا را اثبات کرده سپس انواع منادا را بررسی کنید. * برای اثبات منادا کافی است بدانیم پس از منادا، فعل یا ضمیر صیغه‌ی 7 تا 14 می‌آید در حالی‌که پس از مبتدا فعل یا ضمیر صیغه‌ی 1 تا 6 و یا یک اسم مرفوع می‌آید مثل: منادا: ربی (منادا) اِغفِر (امر مخاطب) لی ذنوبی ربی (منادا) لاتردَ (نهی مخاطب) حاجتی ربی (منادا) انتَ (7) خالقُ السماوات ربی (منادا) أنا (13) تائبٌ إلیکَ مبتدا: ربی (مبتدا) خالقُ (اسم مرفوع) السماوات ربی (مبتدا) خَلَقَ (ماضی صیغه 1) السماوات ربی (مبتدا) یغفرُ (مضارع صیغه 1) ذنوبی انواع منادا 1) منادای علم= یا+ یک اسم خاص-ُ دار ( منادای علم مبنی بر ضم محلاً منصوب بی ال و بی تنوین) یا علیُ، یا فاطمهُ، یا اللهُ، یا مریمُ یا ایرانُ، یا اصفهانُ، یا جوادُ، یا قریشُ 2) منادای نکره مقصوده نوع الف= یا+ یک اسم عام-ُ دار ( منادای مبنی بر ضم محلاً منصوب بی ال و بی تنوین) یا رجلُ، یا امراهُ، یا طالبهُ یا تلمیذُ، یا ناسُ، یا بلدُ، یا مومنُ * به جای یا الله می‌توان از اللهُمَ استفاده کرد که همان منادای علم است. * به جای یک اسم عام مفرد می‌توان از مثنی یا جمع یا موصول استفاده کرد که همان منادای نکره‌ی مقصوده است. مثل: یا مَن، یا مومنونَ، یا تلمیذانِ * دو نوع منادای گفته‌شده، ظاهرشان مرفوع است ولی باید بدانیم که ظاهر این‌دو مهم نیست بلکه این مهم است که محلاً منصوب‌اند. 3) منادای مضاف (با اعراب اصل فرعی تقدیری) یا+ بی ‌ال+ ال دار مجرور یا+ بی ال ( منادای مضاف منصوب)+ ضمیر متصل جری (مضاف‌الیه مجرور) * منادای مضاف با اعراب اصلی فقط-َ می‌گیرد. مثل: یا ربَنا، یا ربَ‌‌‌‌‌‌ العالمینَ، یا قاضیَ‌ الحاجاتِ * منادای مضاف با اعراب فرعی در مثنی و جمع مذکر به یاء و در خمسه به الف و در جمع مونث به کسره می‌باشد. مثل: یا تلمیذَی المدرسهِ/ یا أَخوَیَ/ یا مسلِمی العالم/ یا مسلماتِِ العالم/ یا ذاالجودِ/ یا ابانا/ یا اخانا/ یا ذاالکرمِ * منادای مضاف با اعراب تقدیری در مقصور‌ها و مضاف‌به ی متکلم وجود دارد. مقصور= یا مولانا/ یا فتی المدینه/ یا هُدَی الناسِ مضاف‌به ی= یا ربی/ یا اصدقائی/ یا الهی/ یا صدیقی * به جای ی متکلم می‌توانیم–ِ نیز بیاوریم مثل: یا اولادی--- یا اولادِ که باز هم منادا مضاف و تقدیراً منصوب است یا ربی---- یا ربِ 4) منادای نکره‌ی مقصوده نوع ب ( مبنی بر ضم محلاً منصوب) یا+ أیُها+ ال دار مذکر مرفوع أیَتُ (منادا محلاً منصوب) ها (حرف زاید)+ ال دار مونث مرفوع (تابع منادا مرفوع) مثال: اَیُها المسلمون/ ایُها الطلبهُ اَیتها المسلماتُ / ایتها الامهاتُ ایها الرجلُ/ ایتها التلمیذتانِ ایتُها الارضُ/ ایتُها النفُس * ارض، شمس، نفس، دار، نار، بئر، ریح، روح، عصا، سماء، مونث‌اند پس با ایتها به‌کار می‌روند. * طَلَبه، وَرَثَه، کَفَره، جَبَره (وزن فَعَلَه) جمع‌های مکسری‌اند که مفردشان مذکر است پس با ایُها به‌کار می‌روند. 5) منادای شبه‌مضاف منصوب به اعراب ظاهری اصلی یا+ اسم-ً دار منصوب یا تصیراً بالعباد/ یا وجیهاً/ یا عالماً/ یا غنیاً لا یفتقر

پنجشنبه 21 خرداد 1394
از مشاور عباسی سوال دارید؟