کانال تلگرام هاشم عباسی

چرا فکر کردن به ایده‌های جدید همیشه خوب نیست؟

چرا فکر کردن به ایده‌های جدید همیشه خوب نیست؟

اگر به سه ماه گذشته زندگیم نگاه کنم، آدم‌های مختلفی بودن که پیشنهادهای مختلفی دادن بهم. ایده‌های زیادی اومدن توی ذهنم و رفتن بیرون و یا هنوز ذهنم رو درگیر خودشون کردن. به طور کلی اگر خیلی به دور و بر و حرف‌های دیگران توجه کنید، بعضی اوقات ایده‌های خوبی برای راه‌اندازی یک کسب و کار میاد توی ذهنتون. ایده‌هایی که شاید بتونن زندگی شما رو تغییر بدن. خوشبختانه تعداد این ایده‌ها هم کم نیست و ممکنه همین الان درحال فکر کردن به یکی از اون‌ها باشید.

 

راستش فکر کردن به ایده‌ها خوبه و باعث می‌شه که شما جنبه‌های مختلف یک قضیه رو ببینید. در موردش تحقیق کنید، بخونید، بنویسید و مشورت بگیرید. اما به چه قیمتی؟ بیاید از این زاویه ماجرا رو ببینیم که شما همین الان یک کسب و کار در حال پیشرفت دارید و همین الان یک ایده میاد توی ذهنتون؛ شروع می‌کنید به اون فکر کردن و کل پروسه تحقیق و بررسی اون کسب و کار رو طی می‌کنید. ذهن خودتون رو درگیرش می‌کنید و بعد از گذشت چند ساعت یا حتی چند روز به این نتیجه می‌رسید که باید به کسب و کار فعلی خودتون بچسبید چون چند روز درگیر اون ایده بودید و کلی کار عقب افتاده دارید. کلی زمان هدر دادید و آخر هم به این نتیجه رسیدید که برایپول درآوردن باید کسب و کار فعلی خودتون رو ادامه بدید.

من خودم ایده‌های زیادی توی سرم هستن که به کسب و کار فعلیم (یک ادمین) ارتباط زیادی ندارن. این ایده‌ها زمان زیادی از من رو می‌گیرن و بعضی وقت‌ها به خاطر هیجانی که دارم، کارهای فعلیم رو عقب می‌اندازم که به اونها فکر کنم! این یعنی فاجعه.

حتی اگر من همین الان کسب و کاری رو راه بندازم، حداقل چندین ماه آینده بازگشت سرمایه (چه زمانی و چه مادی) برای من خواهد داشت. من الان در شرایطی نیستم که بخوام همه‌چی رو بذارم کنار و روی یک کسب و کار جدید کار کنم. به نظر من، شروع یک کسب و کار جدید و تعطیل کردن کارهای قبلی نیازمند اینه که حداقل خرج یک سال آینده‌ رو در حسابمون داشته باشیم تا برای کار کردن، از زندگی نیوفتیم.

متاسفانه آدم‌های زیادی هستند که فکر می‌کنن باید برای کارشون قید همه‌چی رو بزنن. اما صبر کن! دست نگه‌دار! پس خودت چی؟

مگه به دنیا اومدی که کار کنی؟ به دنیا اومدی تا زندگی کنی و برای زندگی کردن کار کنی.

بیاید اون زمانی که برای فکر کردن به ایده‌های نو و جدید می‌ذاریم رو صرف فکر کردن به کسب و کار فعلیمون و یا اهدافی که داریم بذاریم. این که ایده‌های جدیدی میاد توی ذهن ما نباید بیانگر این موضوع باشه که ما هدف جدی‌ای توی زندگیمون نداریم. نباید بیانگر این داستان باشه که ما هنوز اندرخم انتخاب شغلمون هستیم. پس از شما خواهش می‌کنم که اگر الان کسب و کاری دارید، بچسبید به همون. وقتی هنوز کسب و کار فعلی شما جا برای پیشرفت داره بیخیالش نشید. بذارید بعد از این که کاملا ثابت شدید، کسب و کار دیگه‌ای رو در کنار کسب و کار فعلی‌تون راه اندازی کنید.

بزرگترین چالش پیش رو

بزرگترین چالش پیش رو اینه که شاید واقعا ایده‌هایی که اومدن توی ذهنتون خوب باشن و اگر الان نمی‌خواید اون‌ها رو عملی کنید، شاید سال آینده بخواید انجامشون بدید. حالا چیکار کنیم؟

پیشنهاد من اینه که زمانی که اون ایده به ذهنتون رسید، هرچی که به ذهنتون می‌رسه رو روی کاغذ بنویسید. طوری که چیزی در مورد اون ایده در همون لحظه نمونه که بخواد ذهن شما رو درگیر خودش کنه. حالا اون کاغذ رو بذارید پیش الباقی ایده‌ها و به کار خودتون برسید. حتما قبل از این کار برای خودتون مشخص کنید که من روز جمعه می‌خوام به ایده‌هام فکر کنم. چند ساعتی رو مشخص کنید و فقط در همون چند ساعت به ایده‌هاتون فکر کنید و اگر دیدید واقعا خوبن براشون برنامه ریزی کنید و بعد از انجام کارهایی که اولویت بالاتری دارن به اونها برسید.

حالا همه این‌ها رو گفتم تا به این موضوع برسم؛ من به خودم قول دادم که الباقی سال رو به ایده‌های نو فکر نکنم، به کسب و کار فعلیم (یک ادمین) برسم و دو ایده‌ دیگری که در موردشون فکر کردم، تحقیق کردم و برنامه‌ریزی کردم رو دنبال کنم. از طرفی سعی می‌کنم تا از انجام کارهایی که به یک ادمین و دو ایده دیگم ارتباطی ندارن خودداری کنم. مثلا تلاش می‌کنم تا درگیر برگزاری همایش‌‌ها، شرکت در دورهمی‌هایی که بیشتر از چند ساعت وقتم رو می‌گیرن و مواردی از این قبلی نشم.

منبع:وبلاگ شخصی مسعود فاطمی